تبليغاتX

پراکنده گو یی های امید
هدف این وبلاگ -------------------- یک لحظه تامل!!

بسم تعالی

چه خوش می گذشت وقتی......

کمی به من توجه کنید

دو روز اول که با هم نه دو نفره بلکه چهار نفره قانونی نوشتیم۱به آن عمل کردیم،تو میدانی که من جریان

اینترنت را میگویم که قرار بود کمش کنی قرار نبود که زیادترش کنی .پس ما نتیجه میگیریم که تو نباید پیش ما باشی و ما کلامی با تو صحبت کنیم چون تو کارت شده اینترنت،نماز،غذا،خواب باز فردا همین کار را انجام میدهی،تازه این روز تعطیل بود وگرنه میشود اینترنت،نماز،غذا، سرکار،خواب.نمیگویم این کارها را نکن ،بکن اما به ما هم برس مثلآاز اینترنت کم کن یا سر نگاه کردن اخبار نخاب از این دو که کم کردی حدود2تا 3ساعت به ما می رسد.دیگر حرفی ندارم تنحاعلت فرستان این نامه برای تو این بود که کمی به ما اما بیشتر من برسی همین

این موضوع تا این اندازه بزرگ شد

بسم تعالی

نامه درد و دلهای من

پول تو جیبیم را که نمیدی.برنامه فوتبال مرا هم که قرار بود روزی 6گل بازی کنی هم که انجام نمیدی،که تازه قرار بوده در این خانه بیشتر از 6گلش هم کنی۲ رسیدیم به آژیر خطر دخترتون۳ که فکر میکنم دختر ها تا سن 8 سالگی باید صدای آژیر خطر به همراه داشته باشد

 


الف--تمام کلمات عینآ نوشته شده پس اینجانب در قبال غلطهای املایی مسولیتی ندارم

ب-رنگهای انتخابی در متن عین رنگهای نوشته شده در اصل نامه است که توسط خودکار اکلیلی انتخاب شده

ج-علامت گذاریها(از قبیل نقطه و کاما) عینآ از اصل نامه اقتباس شده

د-قسمت دوم نامه که با یه بسمه تعالی شروع شده متنی است که روی پاکت نامه نوشته شده بود

ه-روی نامه با چند تا برچسب از شخصیتهای کارتون فوتبالیستها تزیین شده بود

و-ولی خداییش توی این نامه یه کم هم سیاه نمایی شده عیب نداره اینم از تاثیرات انتخاباته توی خونه ما

ز-از خدا میخوام که این نامه تلنگری برای من در زندگی باشه تا بهتر اطرافم رو ببینم


۱- اشاره به قانونی است که در بین اعضای خانواده نوشته شد ولی متاسفانه اجرا نشد ولی مثل اینکه در حافظه علی فراموش نشده

2-اشاره به یک قراردا بودبین ون و اون که قرار بود روزی شش گل با علی فوتبال بازی کنم که اونم متاسفانه فقط چند روز دوام آورد

3- اشاره به جیغ زدنهای خواهر 6ساله اش هست که علی ظاهرآ علیرغم نظر من اعتقاد داره طبیعیه و باید تا 8سالگی ادامه داشته باشه

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 15:46  توسط امید | 

سلام

(۱)

چند روز پیش رفته بودم توی یکی از ادارات برای یک کار اداری در حالی که پشت در اتاق رئیس منتظر اجازه بودیم یه پیر مرد،از اون پیر مردهای اهل معرفت،نشسته بود و از زیباییهای اخلاق بعضی از قدیمیها میگفت که من عین تعریفهای او را براتون میارم

از قول پدرش میگفت یه روز داشتم از توی یه بازار رد میشدم دیدم که داخل یکی از مغازه های عمده فروشی صاحب مغازه داره با یه نفر با صدای بلند صحبت میکنه چون صاحب مغازه را میشناختم رفتم گفتم حاجی چیه،چرا داد و فریاد میکنی

گفت:من 1 ماه پیش چند تا حلب 17 کیلویی روغن به این آقا دادم و قرار شده که پولش را 4 ماه دیگه بهم بده حالا بعد از یک ماه اومده و میگه من روغنها را فروختم و میخوام بدهی ام را بهت بدم ولی من قبول نمیکنم و میگم من با تو شرط کردم که 4 ماه دیگه و الان نمیتونم این پول را قبول کنم

(2)

شیخ رجبعلی خیاط یکی از اولیای خدا در عصر حاضر بود

رجبعلی خیاط

میگن یه روز یه مشتری اومد و گفت میخوام برام این پیراهن را تعمیر کنی اونم گفت 100 تومان دستمزدش میشه طرف قبول کرد وبنا شد که فردا بیاد و پیراهن رو ببره

وقتی فردا اومد پیراهن رو گرفت و یه صد تومانی داد به شیخ اونم 50 تومان بهش پس داد طرف گفت ولی شما گفته بودی 100 تومان میشه چرا حالا 50 تومان پس میدی شیخ گفت: منفکر میکردم این کار دو ساعت زمان میبره ولی وقتی دست بکار شدم دیدم یک ساعته تمام شد بنابراین 50 تومن بیشتر حق من نیست

(3)

آیت الله قاضی یکی از عرفای معاصر است که استاد آیت الله بهجت هم بودند

آیت الله قاضیآیت الله بهجت

میگن ایشان زمانی که در نجف بود وقتی میرفت میوه و سبزی بخره میگشت و اونهایی که هیچ کس نمیبرد سوا میکرد و میخرید این کار تعجب شاگردانش رو بر انگیخت یه رو از استاد سوال کردند که این کار چه دلیلی داره گفت:صاحب این مغازه پیر مردی است که با سختی امرار معاش میکنه من وقتی این میوه ها سبزیها را از او میخرم

اولآ که اینها هم قابل مصرف هستند و من اونا رو دور نمیریزم

ثانیآ من با اینکار به این پیر مرد کمک مالی میکنم چون اگر من بخواهم مستقیم به او کمک کنم شاید کرامت انسانیش خدشه دار بشه ولی اینطوری با حفظ کرامت انسانیش این کمک رو دریافت میکنه

(4)

پسر همون رجبعلی خیاط میگفت یه روز یه نفر اومد برای پسرش یه کت و شلواربخره ولی پسرش همراهش نبود که کت و شلواررو به اندازه اش بخره در همین موقع یه پسر بچه با قد وقواره پسر خودش از جلو مغازه رد شد اون آقاهه گفت ایناها پسر من هم سایز این پسر هست،و از اون پسر خواستند که بیاد و یه لحضه اون کت و شلوار رو پرو کنن وقتی پسر بچه اون رو پوشید دیدن که اندازه هست گفت خیلی خوبه درش بیار ولی شیخ توی نگاه پسرک احساس کرد که پسره خیلی از این کت و شلوار خوشش اومده بنابراین یه دستی زد پشت کمر پسرک و گفت نمیخواد درش بیاری برو !!

به همین راحتی، من که هر موقع این حکایت رو برای کسی میگم مثل همین الان اشکم جاری میشه خدایا بعضیها کجا هستن و ما کجاییم

واقعآ ما در برخورد با دیگران چقدر این ظرافتهای انسانی رو بکار میبریم باید باور کنیم ورای این زندگی معمولی ما که هر کس به فکر منافع خودشه بعضیها هستن که همه همتشون پاسداشت کرامتهای انسانی است

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 16:9  توسط امید | 
در راستای کمک به فرو کش کردن التهابات ناشی از انتخابات

ودر راستای اجرای فرمان رهبری عزیز به همه هواداران کاندیداها

برای آرامش اقدام به حذف همه پستهای انتخاباتی کردم

با عرض پوزش از همه دوستانی که نظرات محترمشان در طی این اقدام حذف شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 18:3  توسط امید | 

در پست قبلی قسمت اول این مطلب رو براتون گذاشتم و الان هم قسمت دوم

توضیح ضروری:بعضی از دوستان گمان کردند که قصد من این بوده که بگم کاندیدای من دارای این خصوصیات هست که این برداشت کاملآ اشتباه هست چون قصد من این بوده که به جوان مسلمان شیعه بگم که در 1400 سال پیش مولای ما چنان حکومتی را ترسیم کردند که الان تمام مدعیان د روغین دموکراسی در دنیا باید بیان و یاد بگیرن و مطمئنآ مسولین ما هم باید یاد بگیرن وعمل به این منشورمطالبه ای هست که همه ما جوانان ایرانی داریم و درج این منشور به منظور پیگیری همین مطالبه هست

انصافآ کسانی که دانشجوی مدیریت در مقطع دکترا هستن فقط باید بیان و همین یک منشور رابخونن و با عمل بهش بشن پرفسورمدیریت البته نهج البلاغه پر است از این نکات مدیریتی و ای خاک عالم بر سر ما شیعیان که آب داریم و تشنه لب به دنبال الگوهای غربی برای مدیریت جامعه میگردیم

نکته بیست ویکم(دقت در انتخاب وزرا)

بر سرهرمجموعه یکی از دبیران بگذار که توان اداره آن را داشته باشد و گستردگی کاربراوفشارنیاورد وکار نافرجام نماند،اگردر دبیران تو عیبی باشد و تو از آن غافل مانی،به آن باز خواست خواهی شد.

نکته بیست ودوم(چگونگی تعامل با سرمایه داران)

درباره بازرگانان و پیشه وران،سفارش مرا بپذیر و به دیگران بسپار که با آنان نیک رفتاری کنند.این صنف مردم،چه آنان که در شهرها نشسته اند،چه آنان که بین شهرها با مال خود دررفت وآمدند، وبرخی که کارگرند و با تلاش بدن کسب روزی میکند،سرمایه های سودمند و ابزار آلات زندگی بدست می آورند و از دیار دور ونزدیک کشور تو،خشکی دریا سرزمینهای هموار و کوهستانی صعب العبور رادر می نوردند و آن کالاها که در دسترس مردم نیست فراهم می آورند و جلب منفعت میکنند ،چه،بازرگانان و تجار اهل سلامتند و مایه خوف وخطر نیستند.و مردمی آرامند که هیچ غائله از آنان بر نمیخیزد.در دیار خویش و در پیرامون شهرهای قلمرو خویش،جویای حالشان باش و به آنا مهربانی کن.اما با اینهمه ،هشدار که بسیاری از آنا ن،در دادوستد سختگیرند وبخلی زشت دارندو به منظور سود جویی بیشتر،کالا را پنهان می دارند و به دلخواه نرخ گران میبندند. این کار ،توده مردم را رهگذز زیان است. و حکمران را مایه عیب و ننگ.پس،از احتکار جلوگیری کن،که همانا رسول اکرم(ص)از آن منع فرمود.باید که داوستدآسان و منصفانه باشد با ترازوی درست و به نرخی که خریدار و فروشنده زیان نبیند.

نکته بیست وسوم(دقت در حال فقرا)

درباره گروه فرودست وافتاده،خدای را در نظر گیر،برخی از این گروه گدایند برخی روی گدایی ندارند پس حق آنان را نگاه دار و آنان را هم از بیت المال که در نزد توست نصیبی بخش. مبادا که نعمت بی قیاس ترا سرکش گراند و از حال آنان غافل گذارند اگر به بهانه کارهای مهم،کارهای کوچک آنان را واگذاری عذرت ناپذیرفتنی است.نباید که کارشان را اندک مایه شماری.

نکته بیست وچهارم(اهمیت در دسترس آحاد مردم بودن حاکم)

حال آن گروه را که دستشان به دامان تو نمی رسدو مردم از آنان روی میگردانند و تحقیرشان میکنند،بازپرس.از معتمدان خویش،مردمی خداترس و فروتن به جستجوی کارشان برگزین تا احوالشان به تو باز گویند. پس آنگاه درباره آنا ن چنان کن که روزی که به یدار پروردگار میرسی عذرتوانی داشت

نکته بیست وپنجم(خستگی ناپذیر بودن حاکم)

اینها که با تو گفتم ،بر حکمرانان گران می آید ،آری سخن حق همه گران است،اما خدای،این گرانی را بر مردمی که طلبشان پایان خجسته می خواهند و شکیبایند، و یقین دارند که نویدهای خداوند به آنان ،راست است،آسان و سبک میگرداند

نکته بیست وششم(نحوه دیدار با مردم)

اوقاتی را به مردم عادی اختصاص ده،ودرآن مجلس،برای خدا فروتن باش و سپاهیان و پاسبانان خود را از آنان دور بدار تا بی نگرانی و گرفتگی زبان بی ترس و لرز با تو سخن گویند

نکته بیست وهفتم(در آداب بخشش)

آنچه بخشی به گوارایی بخش ،و اگر عطا از کسی دریغ میداری با نرمی تقدیم پوزش دریغ مدار.

نکته بیست و هشتم(اهمیت پیگیری توسط شخص حاکم)

باید پاره ایی از کارها بدست خود تو انجام گیرد، از آن جمله پاسخ به کار گذاران است که د بیرانت در آن در میمانند. نیز، دستور برآوردن نیاز مردمان است.روزی که آن نیازها بر تو عرضه میگردد و حوصله دستیارانت گنجایش آن ندارد

نکته بیست ونهم(دریاد خدا)

بهترین وقت هر روز،و بزرگترین بخش آن را مخصوص آن کنی که به خدای پردازی،هر چند اگر در چنان اوقات نیت پاک گردانی و توده مردم از آن نیت در آرامش باشند،همه آن اوقات در راه خدای بکار رفته.

نکته سی ام(تعادل حتی در نماز)

هنگامی که با مرم به نماز می ایستی، نماز را نه چندان به درازا بکش که نماز گذاران ملول گردند، نه چندان کوتاه کن که ارکان نماز بشکن

نکته سی ویکم(اهمیت دیدارمردم در فاصله زمانی مناسب)

چنین مباد که به فاصله زیا د از مردم چهره بپوشی ،چه،روی نها ن داشتن حکمران از توده مردم،شعبه ایی از تنگ حوصلگی و اندک آگاهی داشتن از کارهاست.فرمانگزار اگرازمرم روی نها ن کند،به اموری که از او پنهان است آگاه نمیشود، از این رو، کار بزرگ از نظر توده مردم خرد و کار خرد بزرگ،نیکو زشت جلوه میکند و زشتی نیکو،و حق و باطل با هم مخلوط میشود......بیشترین نیازمندیهای مردم ،از قبیل شکایات از مظلمه ایی است یا انصاف خواهی در معامله ایی،و این امور هزینه ایی بر تو تحمیل نمیکند و تو را به سختی نمی اندازد

نکته سی و دوم(نهی از فامیل بازی)

سخن دیگر اینکه،والی را نزدیکان و خویشاوندانی است که به مال دیگران چشم دارند و به آن د راز دستی میکنند و در معامله کم انصافند پس، وسایل تجاوزشان از میان بردارتا ریشه فسادشان بریده شود و دراز دستیهایشان کوتاه گردد.

به هیچ یک از نزدیکان و خاصان خود ،زمینی به رسم تیول وامگذار،و نباید کسی از تو پاره ایی طلب کند تا به همسایگان د ر سهم آب ،و یا عملی که بین دو همسایه مشترک است،آنان را به بیگاری گیردو به آنان زیان رساند که سود گوارا آنان را باشد و سرزنش و گناه آن بر گردن تو باشد.

نکته سی وسوم(سختگیری با نزدیکان و دوستان)

در اجرای حق به زیان خویشان و دستیارانت بی باک و کوشا باش هر چه از این راه به آنان رسد گو رسد و این کارگر چه بر تو گران آید، اما چشم به پایان کار دار،که آن فرخنده است.

نکته سی و چهارم(صراحت لهجه با مردم)

اگر توده مردم به اشتباه ستمگرت دانستند برتوخرده گرفتند عذرخویش با صراحت با آنان درمیان نه وبا بیان آن بد گمانیشان راازخود برگردان

نکته سی وپنجم(مدارا با دشمن در عین هوشیاری کامل)

از آشتی با دشمنان وقتی ترا به آن میخواند روی مپیچ که آن سپاهیان ترا مایه آرامش است وشهرهای ترامایه ایمنی اما بهوش باش که از دشمن پس ازآشتی برحذر باشی چه بسا که دشمن با مکر و فریبکاری به تو نزدیک شود تا تورا غافلگیرکند.

نکته سی وششم(پرهیز از خشونت)

پایه فرمانروایی خویش خون ریختن مگذار که این کارازجمله اموری است که فرمانگذاررا نا توان سازد

نکته سی وهفتم (صداقت)

بپرهیز از منت نهادن بر توده مردم به احسانی که با آنان میکنی و بپرهیز از آنکه کار خود را از روی افتخار بیش از واقع وانمود سازی یا به مردم وعده دهی و به تخلف درانجام آن درنگ کنی چه منت،احسان را تباه سازد و بزرگتر جلوه دان کار،نور حقیت بزداید و خلف وعده نزد خدای و خلق موجب کینه و خشم گردد.

نکته سی وهشتم(خود را به نفهمی نزدن)

بترس از تغافل ورزیدن از چیزی که به یقین پیوسته و مورد اهتمام مردم است.چه در برابر دیگران جوابگوی آن باشی و پس از اندک زمان پرده از آن بر افتد و انصاف ستمدیده از تو بستانند.

نکته سی ونهم(عبرت از پیشینیان)

تو را باید که از دادگری فرمانروایان ،و از سنتهای نیکو که پیش از فرمانروایی تو روی داده است و یا از اخباری که از پیامبر ما(ص)نقل کرده اند یاد کنی و آنچه در آن اموردانی که ما به کار بسته ایم از آن پیروی کنی و با این عهد حجت خود بر تو استوار ساختم تا اگر هراسناکی بر تو دست یافت بهانه نداشته باشی

نکته چهلم(در نظر داشتن رضای حق و آرزوی شهادت)

از خدای میخواهم ما وتو را بر آنچه رضای اودرآن است چندان موفق دارد و یاری فرماید تا عدالت را آن سان بر پای داریم که بر خدای و خلق روشن گردد وبندگانش ما را به نیکی یاد کنند و در شهرها اثر نیکو از ما باقی گذارد و نعمتش بر ما تمام و مزد ما مضاعف گردد وسر انجام ما و تو را به سعادت و شهادت پایان بخشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:56  توسط امید | 

زمانیکه حضرت علی(ع) مالک اشتر را به حکومت مصر منصوب کرد نامه ایی به وی داد که روش حکومت داری را به وی آموزش داد حالا من از نامه ایشان 40 نکته را استخراج کردم که با اجازه شما در زیر میآورم

توضیح ضروری خواهش میکنم این نکات را مثل انشاء نخوانید و روی هر نکته تامل لازم را داشته باشید

نکته اول(وظایف حکومت)

وظیفه حاکم

الف:گرفتن مالیات

ب:جنگ با دشمنان ملت

ج:سامان دادن کار مردم

د:عمران و آبادی

نکته دوم(نظر عموم مردم در مورد حاکم)

ای مالک مردم در مورد تو همان خواهند گفت که تو در مورد حکام قبل از خود میگویی

نکته سوم(محبت با توده مردم)

دل را سرا پرده محبت توده مردم کن .مگوی که مرا فرمانروایی داده اند پس فرمان میدهم،و باید که فرمان من برند،چه این کار ،دل را سیاه کند و دین بکاهد و زوال نعمت نزدیک کند

نکته چهارم(توجه به رضایت توده مردم)

باید آنچه را موجب دل خوشی مردم است بیش از هر چیز دوست بداری چه نا خرسندی توده مردم خرسندی خواص را بی اثر میکند و در زمینه خرسندی توده مردم میتوان از نا خرسندی خواص چشم پوشید

نکته پنجم(توده مردم بهتر از خواص هستند)

هیچ یک از توده مردم مانند طبقه خاصان نیستند.اینان در دوران آسانی بر دوش والی بار گرانند ،و در روزگار سختی کمتر از همه به یاری او بر میخیزند و انصاف را خوش نمیدارند و در مطالبه پای فشاری میکنند ،و در برابر عطا نا سپاسند و به هنگام منع عطا پوزش ناپذیر ،و در ایام محنت ،ناشکیبا

نکته ششم(دوری از عیبجویان) 

آن که بیش از همه در پی عیب جویی مردم است باید که بیش از همه از تو دور باشد،ودر دلت منفور

نکته هفتم(دقت در سابقه کارگزاران حکومت)

بدترین وزیر تو آنست که پیش از تو وزیر اشرار بوده است و در گناهشان شریک و یار ،پس مباد که اینان رازداران تو باشند.تو میتوانی به جای آنان از بهترین مردم برگزینی که در رای و روانی فرمان همانند آنان باشند ،ولی در بیداد گری مثل آنان نباشد. اینگونه مردم،بار توقعشان سبکتر، ویاریشان نیکوتر،و پیوندشان با تو مهر آمیز و الفت و محبتشان با جز تو کمتر است.

نکته هشتم(عدم برابری بد کار و نیکوکار)

نباید که در نظرت بد کارو نیکوکار برابر باشد،که این روش مردم نیکوکار را به نیکو کاری بی رغبت سازد و مردم بد کار را به بدکاری راغب گرداند

نکته نهم (دقت در آداب و رسوم مردم)

آداب و سنن شایسته را که سران این امت بر آن بوده اند و تو ده مردم بدان خو گرفتند مشکن. و نباید سنتی بنیاد گذاری که به پاره ایی از سنتهای زیبنده گذشتگان آسیب رساند.

نکته دهم (اهمیت نظامیان)

سپاهیا ن،به اذن خدای،دژهای توده مردمند، و زینت فرمانروایان،و عزت دین،ووسیله امنیت هستند.

نکته یازدهم (محبت به زیردستان)

نسبت به کارگزاران دلجویی مهر آمیز و نوازشهای کوچک و آنی را درباره آنان از دست مده ،که مهر اندک تور را موضعی است که از آن سود میبرد

نکته دوازدهم(اهمیت معیشت سژاهیان) 

باید گرامی سردار سپاهت آن باشد که با سپاهیانت مواسات کند از مال خویشتن چندان به آنان فیض رساند که فراخ روزی گردند و از پس راهی شدنشان به سفر ،زنان و درماندگان قومشان نیز در آسایش باشند،تا در جنگ با دشمان خاطر مجموع داشته باشند و همت یکی کنند.

نکته سیزدهم (تامین امنیت)

بر پای داشتن عدل و داد در بلاد،و مهر توده مردم بالاترین مایه روشنایی چشم فرمانگذاران است، توده مردم،تنها هنگامی خیر خواه فرمانگذارند که از او ایمن باشندو سنگینی بار حکومت بر پشتشان اندک باشد و به انتظار پایان فرمانروایی او نباشند

نکته چهاردهم(دقت در تشویق به موقع) 

هنرهر کس را به کاری بزرگ آزمایش شده است بشناس و بستای ،و کوشش و فداکاری کسی را به دیگری نسبت مده ،و از بزرگداشت آن کس که کاری بزرگ انجام داده است کوتاهی مکن ،باید که بزرگی منزلت کسی سبب آن نگردد که هر کار کوچک او را نیز بزرگ شماری و کوچکی مقام کسی ترا بر آن ندارد که کار بزرگ او را حقیر دانی

نکته پانزدهم (اهمیت اتخاب قاضی)

برای قضاوت بین مردمان،آنان که در نظرت از همه برترند کسی برگزین که دارای وسعت صدر باشد و تنگ حوصله نباشد و مخاصمه طرفین دعوی، او را به لجاجت نیاندازد، ودربند لغزش نپاید و چون به اشتباه خود پی برد،از بازگشت به حق در نماند،و اینگونه مردم بسی اندکند. وقتی چنین کسی را برگزیدی،چندان بر او گشاده دست باش تا از حیث معیشت به تنگنا در نیافتد و از مردمان بی نیاز گردد،او را در نزد خود چندان جایگاهی ده که یاران نزدیکت نیز در جاه او طمع نکنند

نکته شانزدهم(اهمیت بازرسی )

کارگزارانت را از زمره ارباب تجربت و خاندان صالح بر گزین ،.......وقتی آنا ن را چنین برگزیدی، باید که روزیشان را فراخ گردانی که این کار،آنان را به اصلاح خویش بسی نیرومند گرداند، و از خوردن اموالی که در اختیار دارند بسی بی نیاز میکند و هر گاه خیانت ورزند با آنان اتمام حجت شده باشد. پس آنگاه در کارشان وارسی کن،و ارباب راستی ووفا را بر آنان مراقب ساز. چه بازرسی نهانی در کارشان آنان را با توده مردم به امانت و نرمی وادار میسازد.

نکته هفدهم (اهمیت اطلاعات و حراست)

به دقت مراقب نزدیکان خود باش. اگر یکی از آنان خیانت ورزید و گزارش بازرسان آن را تائید کرد باید که بر آن اکتفا کنی و بیدرنگ خیانتکار را کیفر دهی، و از کارش بازخواست کنی و او را به خواری کشانی و داغ خیانت بر پیشانی او زنی و حلقه ننگ و بد نامی بر گردنش آویزی

نکته هجدهم (دقت در اخذ مالیات)

به احوال خراج گذاران نوعی وارسی کن که وضعشان را بهبود بخشد،چه،اصلاح کار خراج و خراج بستانی و خراجگذاری،مایه آسایش دیگران است و کارها جز به اصلاح آن راست نیاید که مردم همه جیره خواران خراج و خراجگذارانند،و باید که همت تو در آبادانی زمین بیشتر از روی داشتن به ستاندن خراج باشد،چه،جز به آبادانی زمین دست نیابد.هر که بی کوشش در آبادانی زمین ،خراج خواهد و خراج ستاند،شهرها ویران کند وبندگان خدا را بیازارد و نابود سازد و فرمانرواییش جز اندکی نپاید . پس ، اگر مردم از سنگینی خراج،یا از آفت کشت یا خشکسالی و غیره شکایت کنند باید خراجی که بسته ایی بکاهی تا کارشان راست آید،و باید کاهشی که سنگینی بارشان را به آن سبک میکنی بر تو گران نیاید،که آن، اندوخته ایی است که از آبادانی شهرها ،و آراستگی قلمروتو،به تو باز میگردد،حال آنکه ستایش آنان را به خود نیز بر میانگیزی و از انتشار عدل بین آنان شادمان میشوی......بسا که زان پس،کارهایی پیش آید که وقتی به آنان واگذاری،آن را به خوشدلی انجام دهند،و هر بار بر پشت آنان نهی بکشند.

نکته نوزدهم(عدم مال اندوزی والی)

مردم آنگاه به تنگدستی دچار میشوند که والیان دل به مال اندوزی سپارند و در فکر تامین آتیه افتند و از گردش روزگار چنانکه باید تجربه نیاموزند

نکته بیستم (دقت در انتخاب عوامل کار)

در حال دبیرانت تدبیر کن بهترینشان را به کارهای خویش بگمار،و نامه هایی که تدبیرها و رازهایت در آن نگاشته میگردد،تنها به آن کس واگذار که در اخلاق شایسته از دگران برتر باشد،و از کسانی که بزرگداشت تو او را ،سرکش نسازد تا به آن سبب در برابر چشمان بزرگان بر تو دلیری کند و هیبت تو از میان ببرد،و غفلت او باعث آن گردد که نا مه های کار گذارانت را به نظرت نرساند،یا از طرف تو پاسخهای نا صواب دهد و آنچه برای تو میستاند یا از طرف تو میبخشد ترا بی خبر گذارد و از گشودن کارهای بسته تو نا توان باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 17:13  توسط امید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام
نام: امید
نام خانوادگی:کشفی
اهل وساکن:شیراز
تحصیلات و رشته:مهندسی عمران
شغل:سرو کله زدن با آهن و
سیمان و گچ والبته....... نخاله
مشغولیات ذهنی:تاریخ وسیاست
متنفر از :تاریخ وسیاست
اهل ورزش:اصلآ !!...متاسفانه
سن:37سال.بگو ماشالله
سر کار با خیلیهاهم کلام هستم
مهندسین همکار-کارفرما-کارمندان
ادارات مختلف-ولی خدایی از
همکلامی با هیچ قشری بیشتر
از کارگران لذت نمیبرم چون ساده
هستند و صمیمی

نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
((((دوستان گل امید)))))
1-محمد نوری زاد
2-رندانه(سارا)
3-تولد دوباره زیر باران(نسرین)
4-حیدریون(همت)
5-منتظرقائم(منتظر)
6-حافظه آب(حافظه آب)
7-دوستدارامام رضا(حسام)
8-اون واین(حسام)
9-وتو خندیدی....(صبا)
10-کلبه بارانی من(رز صورتی)
11-بارون دلتنگی(کمال)
12-دختر نارنج وترنج(همشهری)
13-از زیرود تا شهنیا(هادی)
14-من وشعرهایم(نیما12 ساله)
15-روایت(محمد)
16-شیعه علی(میثم)
17-من وتو(محمد)
18-قهرمان(بهادرریاضی)
19-سپید مثل برف(مهدی)
20-روشنگری(سلاله)
21-سیب نقره ای(م.س.ن)
22-رهگذر(آبجی سمیه)
23-هوین ژووووری(آنتیگونه)
24-ابر باران بهاری(رشید)
25-شقایقهای سرخ فام(عکاس)
26-طنز ورزشی(علی)
27-شهر زیست(ارمیا)
28-یادداشتهای یک اصفهانی(مصری)
29-گل پسرم(علی)
30-حقیقت(چند همکلاسی)
31-ثانیه های انتظار(مریم)
32-عکسهای من(امین پرهیزکار)
33-هورمزد(آراش)
34-حلقه وصل(قطره)
35-شب نوشته های یک مسلمان(امین)
36-چند قدم نزدیکتر به خدا(یاسمن)
37-حکایت مستان کربلا(چادر خاکی)
38-بیا اینجا(بهاره)
39-قلم خاطرات(داداش کاظم روحانی نژاد)
40-زندگی ووصیت نامه بزرگان
41-آسمانی از عشق دریایی از محبت(مسافر)
42-استاذنا(تلمیذه)
43-محبان المهدی(وحید)
44-گلستان دین(چند همکلاسی)
45-عکسهای قدیمی دوران قاجار
46-سر فرازان عاشقان شهادت
47-نوشته هایی ازلبنان(مجید)
48-که عشق آسان نمود اول ولی...(فیروزه)
49-نگار من که به مکتب نرفت....(نگار)
50- خانوما حاکم مطلق(سلطان بانو)
51-قاصدک(زهرا)
52-فردای روشن(عطیه)
53-رفتنت موج غریبی است که....(مژده)
54-نسل جوان(سرباز گمنام)
55-دالان تاریخ(ایران نگار)
56-دانشجوی وراج(ف.میم)
57-منتظران یاس (ارمیا)
58-عمو یادگار(کامی)
59-خلوت یک شاعر(یلدا)
60-غم دوست(ریحانه وسارا)
61-دختر نانج وترنج(2)
62-اوصاف معانی(سعید)
63-پسر2002(علیرضا)
64-پرنیان خیال(ناهید)
65-دفترچه ممنوع من(ندا)
66-ترنم باران(نیره)
67-از آداب معاشرت چه میدانید(نگار)
68-سرمای عاشقانه(سارا)
69- به یادیار سفر کرده(منتظر)
70-بیوتن(حسام)

PageRank
چند تا از نوشته های قبلی امید
مصاحبه با خدا
مصاحبه با حضرت علی(ع)
مصاحبه با خودم
اینو حتمآ دانلود کنید
اولئک کالانعام بل هم اضل
فقر فکری
سکوت
نگرانی برای آینده کودکان
یه عذر خواهی رسمی از آمریکا
رای به اکثریت
جوک
بیمار روانی
درباره روابط پسر ودختر
قال صاق(ع)یا قال شکسپیر
عکسهای قدیمی شیراز
عصر اتم عصر خدا شناسی
عوامل تربیت
خدای من و خدای بعضیها
فلسطین به ما چه مربوطه
نامزد بازی
پاسخ بعضی از دوستان
سنسورش خراب شده
بهانه جویی(قسمت سوم)
بهانه جویی(قسمت دوم)
بهانه جویی(قسمت اول)
توی کدم سایت عضو بشم؟
بشر امروز وبشر دیروز
آیا علی(ع)اشتباه کرد
ایران یا اسلام
مرد مارمولک وزن ساده
آیا ادیسون به بهشت میرود
شاید مطلب آخر
زندگیش را به باد میدهد
تا هرزه نشم قبول نمیشم
عمل دماغ(ببخشید بینی)
عالم وبلاگ عالم ارواح(1)
عالم وبلاگ عالم ارواح(2)
مقصرین فقر
فهرست بقیه نوشته های امید
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 
پراکنده گوئیهای امید
كد لوگوي ما
شيعه علي