و اما اینکه برخی فکر میکنن که ولایت فقیه مساله ایی هست که بعد از انقلاب ایران در فقه شیعه وارد شده باید عرض کنم که این حرف از اساس غلطه چرا که در این هزار و اندی سال که از غیبت امام معصوم(عج)میگذره ما همواره در فقه شیعه مساله ایی داریم با عنوان حاکم شرع یعنی فقهای ما هیچگاه حکومتهای رسمی را به عنوان حکومت شرعی قبول نداشتند و خودشون یه حکومت غیر رسمی ولی مقتدر به موازات حکومتهای رسمی داشتند که بعضآ قدرتشون تنه میزده به حکومتهای رسمی
و همانطور که در فقه شیعه میبینید همواره رسیدگی به بسیاری از مسائل مردم را در صلاحیت فقیه عادل میدانستن مثل قضاوت،امور خانواده،اجرای حدود،و.....
و اوج این قدرت نمایی را شما در مساله تحریم تنباکو میبینید که حتی شاه رو به زانو در میاره و همینطور مساله ملی شدن صنعت نفت که مطمئنآ اگر نبود برانگیختن مردم در حمایت از دولت توسط فقیه آگاه(آیت الله کاشانی)صد تا مثل مصدق هم نمیتوانستند تنهایی چنین کاربزرگی بکنن
پس نتیجه میگیریم که ولایت فقیه چیزی نیست که برای مردم ما تازگی داشته باشه و تنها اتفاقی که بعد از انقلاب افتاد این بود که حکومت غیر رسمی فقیه و حکومت رسمی سیاسی در هم ادغام شد
و نتایج درخشانش هم کاملآ قابل رویته (البته فقط برای کسانی که چشم دارن و انصاف)
اونهایی هم که این دو تا رو ندارن اونقدر آسمون را به ریسمون ببافن که خسته بشن
به نظرم یکی از مهمترین سوالات در زمینه ولایت فقیه این سواله که با وجود ولی فقیه در راس نظام چرا باید در کشور فساد وجود داشته باشه و چرا ولی فقیه از قدرتش برای حل معضلات نظام استفاده نمیکنه و شاید بارها در مسائل گوناگون برای هر کدام از ما پیش اومده که گفتیم اگر من جای رهبر بودم تا کسی به بیت المال دست اندازی می کرد پدرش رو در می آوردم یا اگر کسی فلان کار رو میکرد من بهمان کار رو میکردم
اما در پاسخ به این مساله باید عرض کنم که در این شبهه یک فرض غلط وجود داره و اون اینه که :
اگر رهبر یه قومی عادل و عاقل باشه همه مشکلات اون قوم حل خواهد شد .
و اما علت اینکه بنده این جمله را از اساس غلط میدانم اینه که در این جمله نقش قوم به کلی حذف شده و این خیلی مساله مهمیه
بذارید مساله را از یه زاویه دیگه مورد بحث قرار بدیم
ما در تاریخ در دو عصر حضور معصوم را در راس حکومت داشته ایم اول تقریبآ ده سال حکومت پیامبر(ص) در مدینه
و دوم حدود پنج سال حکومت مولا علی (ع)
اگر نگاهی به این حکومتها داشته باشیم شاید جواب خیلی از سوالاتمون رابگیریم من یک نمونه از هر کدام از این حکومتها را مثال می آورم
نمونه اول
در زمانیکه پیامبر اکرم مکه را فتح نمودند اشخاصی را برای دعوت قبایل مختلف به اطراف فرستادند از جمله شخصی به نام خالد را به طرف یکی از همین قبایل فرستاد
خالد از قبل واز دوران جاهلیت با این قبیله دشمنی داشت و اتفاقآ پیامبر برای این خالد را برای این قبیله انتخاب کردند که شاید کینه های قدیمی بر طرف شود
اما خالد وقتی به اون قبیله رسید اونها به خاطر همون کینه های قدیمی مسلح به استقبالش اومدن ولی خالد خیانت کرد یعنی اول بهشون امان داد بعد که اونها بهش اعتماد کردن اونهم شروع به قتل عام کرد
حالا شما اگر به جای پیامبر بوید چه کار میکردید
خب معلومه حد اقل کاری که یک حاکم عادل و عاقل باید بکنه اینه که خالد رو باید در همون محل وقوع جرم اعدام کنه اما شما فکر میکنید پیامبر چکار کرد
پیامبر اول سر به آسمان کردند و به خدا عرض کردند که خدایا تو شاهد باش که من از این کار خالد نزد تو بیزاری میجویم بعد هم خون بهای تمام کشته هارو از بیت المال پرداخت کردند
خب در نگاه اول این کار کمی عجیب و دور از عدالت تعبییر میشه حالا ما بعد در موردش بحث میکنیم
مورد دوم
ما در حکومت حضرت علی(ع) استاندارانی را میبینیم که چندان از لحاظ مالی پرونده روشنی نداشتند و یا شریح قاضی که منصوب حضرت بود خانه ایی خرید که خیلی اشرافی بود که توبیخ حضرت از کارگزارانش به کرات در نهج البلاغه آمده
شاید برای ما این سوال پیش بیاد که چرا یک حاکم معصوم باید چنین کارگزارانی داشته باشه که بعد بخواد آنطور توبیخشان کنه
تحلیل حقیر نسبت به موارد فوق اینه که :
هر دو بزرگوار بر جامعه ایی حکومت میکردند که مردمی بسیار نادان داشت به طوریکه جامعه بسیار شکننده بود یعنی اگر آن حضرات معصومین میخواستند نسبت به کسی عدالت مطلق را رعایت کنند خیلی سریع تعصبات قومی که هنوز کاملآ از ذهنشون پاک نشده بود خودش را نشون میداد و باعث میشد که جنگهای داخلی راه بیافتد ودر چنین شرایطی بقای حکومت الهی و تداوم اون خیلی مهمتر از برخورد با یک شخص بود یعنی حتی ولایت معصوم تا اونجایی قابلیت اجرا داره که جامعه پذیرش داره
ضمنآ کسی که میگه با وجود ولی فقیه عادل همه مشکلات باید حل بشه مثل اینه که ما بگیم سر مربی تیم ملی برزیل در راس هر تیمی (حتی یه تیم دسته دوم ایران)هم که قرار بگیره اون تیم باید قهرمان جهان بشه !در صورتیکه این حرف خیلی بی معنیه
پس سخن آخر اینکه برای آنکه جامعه ایی به حد اعلی برسه هم باید رهبرش عاقل و عادل باشه هم خواصش فهیم باشن هم عوامش
اما در جامعه ایی که رهبرش از یه وزیر هر چی ابراز نارضایتی میکنه (در دوران اصلاحات)و دستور رهبرش برای عزل یک نفر یک هفته بر زمین میماند(در دوره جاری) خیلی نباید از ولی فقیه انتظار معجزه داشت
ادامه دارد.....
در پاسخ به سوال ۲
نظامهای حکومتی در دنیا را فارغ از ایدوئولوژیهاشون میشه به دو نوع کلی تقسیم کرد
1-نظامهای فرد محور(دیکتاتوری)
2-نظامهایی که در اونها جمع تصمیم میگیرند
هر کدام از نظامهای دو گانه فوق دارای مزایا و معایبی است
شاید این جمله در نگاه اول کمی عجیب به نظر بیاد که مگر حکومت دیکتاتوری هم میتونه مزایایی داشته باشه یا حکومتی که در اون نظر جمع تامین میشه چه عیبی میتونه داشته باشه.
در حکومتهای فرد محور اصولآ پروسه تصمیم گیری بسیار سریع هست و انصافآ این یک حسن بزرگه، چه بسا تصمیمات کلیدی و مهم که اگر به موقع گرفته شود میتواند منافع بسیاری در جامعه داشته باشه و لی معمولآیا سالها در پیچ و خمهای اداری میماند یا عده ایی با حب و بغضهای گروهی مانع تصویب سریع اون میشن و وقتی به تصویب میرسه که اون خاصیت خودش را از دست داده.واین مخصوص کشور ما هم نیست. در همین آمریکا خیلی از کارشناسان اقتصادی بحران مالی رو از سالها قبل پیش بینی کرده بودن و راه کارهاش رو هم ارائه کرده بودن ولی به همون دلایلی که گفتم اونقدر این نصایح شنیده نشد که شد آنچه نباید میشد.
یا در مورد جنگهایی که به راه انداختند بسیاری از اندیشمندان مخالف بودند به دلیل اینکه از عدم موفقیتشون مطمئن بودن ولی خب اونقدر صداشون شنیده نشد که حالا مثل ...تو گل موندن
اصولآ وقتی تصمیم گیری با یک نفر باشه اون یه نفربرای اینکه بخواد تصمیم درستی بگیره باید با هوای نفس خودش کنار بیاد تا این مساله به بهترین نحوی حل بشه یعنی ما در این بین یک معادله درجه یک داریم با یک مجهول که همون هوای نفس شخصه اما همین تصمیم را وقتی در اختیار 200-300 نفر نمایندگان پارلمان میذاریم که هر کدامشون یک هوای نفس دارن برای اینکه این تصمیم بهترین تصمیم بشه باید هوای نفس 300 نفر حل بشه یعنی معادله ایی با 300 مجهول که حلش با حضرت فیله!!واگر میبینیم که در دنیای قرن 21 با اینهمه ثروت و در زمانیکه علم بشر کهکشانها را درنوردیده ،هنوز بیش از یک میلیارد انسان شبها گرسنه میخوابند دقیقآ به همین دلیله که حل این معادله 300 مجهولی خیلی سخت تر از معادله تک مجهولیه
تنها عیب حکومتی که یک نفر همه تصمیمات رو بگیره در اینه که بشر خیلی کم ظرفیت تشریف داره و به سرعت فاسد میشه تا جایکه اگر ببینه یه نفر (امیر کبیر)داره بهتر از خودش کشور رو اداره میکنه
از ترس اینکه فردا نشه موی دماغش میفرستد او را جایی که عرب نی انداخت(حمام فین)
البته از حق نمیشه گذشت حکومتهای دموکراتیک در زندگی بشر یک تحول بود ولی باید این حقیقت تلخ رو هم بپذیریم که این نوع حکومت هم نتوانست بشر رو به سعادت برسونه چون اگر ما بپذیریم که بشر 200 سال باشد که به این نوع حکومت دست پیدا کرده باید این رو هم بپذیریم که در این 200 سال
بشر بیش از هر زمانی جنایت کرده
و بیعدالتی هم به اوج خودش رسیده
و ظلم هم روز افزونه
اما مطمئنآ این شیوه حکومتی نتوانسته بشر رو سیراب از عدالت کنه چرا ؟عرض میکنم
آمریکا به تنهایی 25%اقتصاد دنیا رو دراختیار داره و کمتر از 5%جمعیت جهان این یعنی اینکه ثروتی که اونها دارن بسیار زیادتر از حد نیازشون هست و اگر خرد جمعی در قرن21 به اوج خودش رسیده باید بگن ما میتوانیم با این ثروت در کشورهای فقیر سرمایه گذاری کنیم تا هم اونها به نان و نوایی برسن هم ما که میخواهیم رهبر دنیا باشیم با بهترین روش به این سیادت برسیم اما در عمل میبینیم که این خرد جمعی به جایی میره که تصمیم میگیره ثروت مازادش رو تبدیل کنه به انواع سلاح و بخواد رهبری جهان رو با زور اسلحه بدست بیاره
این نتیجه خرد جمعی هست وقتی که خدا و وجدان و عقل و اخلاق میرن تعطیلات
پس نتیجه اینکه در دنیا خلآ وجود "ولی" عاقل به شدت احساس میشه و ما داریم با این شیوه حکومتمون یه نوع آزمایشگاهی از اون رو ارائه میدیم
ادامه دارد......
بسمه تعالی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، شیوه حکومت به جمهوری اسلامی تغییر یافت که تفاوت آن با جمهوریهای رایج در دنیا،قرار گرفتن یک فقیه در راس حکومت بود. طبق قانون اساسی،این فقیه ولایت دارد بر همه ارکان نظام.امااز همان روزهای تصویب این اصل در قانون اساسی ،سوالات زیادی در اذهان خیلیها نقش بست که این مقاله سعی دارد در حد سواد و توانایی نویسنده اش به این سوالات پاسخ بده .خدا کند بتونم
ابتدا سوالات
1-مگر خدا به بندگانش عقل نداده که بر اساس اون عمل کنن پس چرا باید یه نفر بیاد وبخواد بر دیگران ولایت داشته باشه آیا این دیکتاتوری مدرن نیست
2-مگر کشورهای دیگه که ولی فقیه ندارن کارشون پیش نمیره که حالا ما میخواهیم با این اصل کارهامون را پیش ببریم.و اصولا دیگران با نداشتن ولی چه خلائی دارن که ما میخوایم اون خلاء رو پر کنیم
3-حالا که قراره کشور ولی داشته باشه چرا ولی دکتر،ولی مهندس،ولی وکیل،نباشه وباید ولی فقیه باشه
4-یعنی توی دنیا هفت میلیارد آدم هیچی نمیفهمن و فقط این یک نفر همه چی میفهمه که باید ولی ما باشه
5-اصلآ رو حانیت نباید مستقیم خودش را داخل سیاست کنه چون سیاست کثیفه و اینجوری ارزش این نهاد پایین میاد و روحانی باید از دور مراقب دین مردم باشه نه اینکه خودش وارد بشه .مثل خیلی از کشورهای دنیا
6-حالا که کشور ما ولی فقیه داره و ایشون به قولی نماینده امام زمان(عج) هست پس اینهمه فساد چیه توی کشور.آیا این دلیل بر شکست این نظریه نیست؟
۷-اگر ما بعد از انقلاب با ولی فقیه کامل شدیم پس توی این هزارو اندی سال که ولی فقیه نداشتیم یعنی ناقص بودیم .آیا این یک بدعت نبود
اینها عمده شبهاتی(سوالاتی)هست که من باهاشون مواجه بودم خوشحال میشم اگر شما هم شبه ایی دارید مطرح کنید.
و اما قسمت اول این مجموعه و پاسخگویی ما
قسمت اول
اولآ باید عرض کنم عقیده به وجود "ولی" عقیده ایی نیست که مختص به ما شیعیان و حتی ما مسلمونها باشه بلکه همین الان عقیده به "ولی" در تمام دنیا رایجه،تعجب نکنید، من چند تا مثال میزنم تا قضیه روشن بشه
مثال اول
ما در دنیا 200 کشور داریم که بعد از سالها و قرنها جنگ و خونریزی به این نتیجه رسیدن که دنیا بهتره روی قانون اداره بشه و بعد از بررسیهای فراوان ،به این نتیجه رسیدن که درسته که در تصویب قوانین بین المللی همه کشورها حق رای دارن ،اما دنیا که نمیتونه بدون" ولی" باشه پس ما باید یک "ولی" انتخاب کنیم و پس از بحثهای فراوان،و بعد از اینکه نتوانستند به یک "ولی" واحد برسن تصمیم گرفتن شورای ولایت تشکیل بدن به طوریکه اگر در مورد یه مصوبه ایی ،هر کدام از اعضای این شورای ولایت گفت من یه مصوبه ایی رو قبول ندارم همه بایدبگن چشم حتی اگر اون مصوبه اجماع جهانی رو داشته باشه،بعد که میخواستن برای این مساله یه اسمی پیدا کنن چون نمیخواستن(حالا به هر دلیلی) از لفظ ولایت استفاده کنن گفتن اسمش رو میذاریم "کشورهای دارای حق وتو"
آیا انسان منصفی در بین مخالفان ولایت فقیه وجود داره که به من بگه حق وتو چه تفاوتی با ولایت مطلقه داره؟
تنها چیزی که اونها به زبان بی زبانی میگن اینه که: ما هم ولایت مطلقه را قبول داریم ولی میگیم این ولایت مطلقه باید در اختیار کسی باشه که پول وقدرت داره نه کسی که از دار دنیا نه پولی داره و نه زور بازویی!!
مثال دوم
سالهاست که در مسابقات فوتبال ما میبینیم که چه بسا گلهایی که به ثمر میرسد و میلیاردها انسان میفهمن گل شده ولی چون یه نفر (داور)میگه گل نشده همه باید بگن گل نشده .و یا بلعکس
و هر وقت صحبت بر سر این میشه که آقا بیایید و این معضل رو حل کنید آقای سب بلاتر میفرمایند که اشتباهات داوری هم جزو جذابیتهای بازی است !!و بهصورت غیر رسمی میگن ما "ولایت داور" را پذیرفتیم و باید تا آخر به این ولایت مطلقه پایبند باشیم حتی اگر بر اثر اشتباه او احساسات میلیونها انسان خدشه دار بشه یا حتی کسانی کشته بشن
مثال سوم
چنانچه شما بیماری داشته باشید که بیماری صعب العلاجی داشته باشه و نیاز به عمل جراحی داشته باشه،اگر شما بیایی و به پزشک بگی در صورتی این عزیزم را به تیغ تو میسپارم که من یه تیم پزشکی را انتخاب کنم و بر کار تو نظارت داشته باشه تا اگر خطایی کردی فورآ کار رو متوقف کنن
شما فکر میکنی آیا پزشکی هست که با این شرط،بیمار شما رو مداوا کنه ؟شک نکنید کسی قبول نمیکنه.چرا؟
چون میگه اگر تو کسانی را داری که بر کار من نظارت کنن پس بهتره مریضت را هم بدی همونها عمل کنن .وبا این حرف به زبان بی زبانی میگه من وقتی کار تو را انجام میدم که ولایت مطلقه مرا در این کار بپذیری
و مثالهای فراوان دیگه ایی که بماند
پس می بینید که اعتقاد به"ولی" در همه جای دنیا وجود داره و مختص ما هم نیست.و انصافآ ولایت پذیری نه تنها یک قانون عقب مانده نیست بلکه خیلی هم پیشرفته هست و در تمام مثالهای بالا هم واقعآ این ولایت پذیری هست که باعث دوام هر مجموعه ایی میشه .و تنها چیزی که در انتخاب هر ولی ایی باید رعایت بشه انتخاب درست "ولی" هست و وقتی انتخاب درست بود باید کار رو بدستش داد و تا آخر ولایتش رو پذیرفت تازه ولایت فقیه ما به راحتی اگر ظلم آشکاری یا انحرافی ازش دیده بشه خود به خود ساقط میشه اما مثلآ در مورد حق وتو سالهاست که با این قانون به ملتهای دیگه ظلم میکنن ولی هنوز هم ولایتشون بر جهان پابرجاست
ادامه دارد......